ا۩۞۩ عشقولانه هاے خانـ ـومـ ِ اِم! ....ا۩۞۩
•*..*•..•*..*•.عشق عشق عشق..•*..*•..•*..*•.
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
اخه لامصب ازدواج که قصد نمیخواد پول میخواد که تو نداری.............

اگر میخواهید روز زن دچار افسردگی نشوید
این ذکر را روزی 100 مرتبه تکرار کنید:
(( به درک اگه برام کادو نخرید )) ...


پیشاپیش روزمون مبارک خانم های حوشگل و دوست داشتنی


معلم براى سفید بودن برگہ نقاشیم تنبیهم کرد
وهمه به من خندیدند،اما من خدایی را کشیده بودم
که همه میگفتند:دیدنی نیست…
وقتی مــلاک ارزشهای زن در ظاهر او هویدا شد، ملاک انتخاب زن هم به همان شکل تغییر پیدا میکنه
*پس زن آییـــنه رفتار مرد است*
به سلامتی تمام آدمهایی که خریدنی نیستن. چه زن چه مرد

این بار اگر زن ِ زیبایی دیدید
هوس را زنده به گور کنید !
و خدا را شکر کنید برای خلق این زیبایی ...
زیر باران اگر دختری را سوار کردید
به جای شماره ، به او امنیت بدهید !
او را به مقصد ِ مورد نظرش برسانید ...
نه به مقصد ِ مورد ِ نظرتان !
در تاکسی خود را به در بچسبانید ، نه به او !
بیائید فارغ از جنسیت کمی مـَـرد باشید
معجزه ای بزرگ در حد خدا بودنت...
تو خود بهتر می دانی
معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند !

که مــردی بخاطر طبیعی ترین نیازش
با دروغ به معصومی بگوید
دوستـــــــــــت دارم . . .

کانال تلویزیون عوض می کنی
و با افتخار می گویی ،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم ...
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند!

گاهی گمان نمیکنی و می شود---------- گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست-------- گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست---------گاهی تمام شهر گدای تو میشود . . .

این اتفاقیه که امروز 3شنبه 5 اردیبهشت91 برام افتاده ثبتش میکنم برای خودم.
خیلی خسته ام از آدمای اطرافم..دلم یکییو میخواد مثل خودم باشه یه دوست.
مسخره اس..خودم نشنیدم کسی بگه دلم میخواد یکی کنارم باشه که مثل خودم باشه اما من میگم
به کانتکت گوشیم نگاه میکنم کلی اسم دختر سیو شده..دنبال یه نفر میگردم که یه روز بیاد با هم به یه پیرزن تنها سر بزنیم..
یه پیرزن فوق العاده مهربون که تنهای تنها زندگی میکنه..پسرش همسایه ی دیوار به دیوارشه و به مادرش سر نمیزنه -اصلا نمیتونم این رفتارشو هضم کنم -
تنها دلخوشیش اینه که منو سعیده ماهی 2-1 بار بهش سر بزنیم خونشو هم مرتب میکنیم..نیتمون چیزی نیس فقط ثوابش همین.
همون 1ساعت موندنمون پیشش خیلی خوشحالش میکنه..گاهی وقتا براش غذا میپزم!
خیلی وقته که سعیده رو ندیدم اینبار با یه فرد جدید میخوام برم..گوشیمو نگاه میکنم -مریم- یه دختره ساده که به نظرم خیلی ام با محبت میومد
باهاش تماس میگیرم.. -از شهریور به کسی ماجرای کمکمونو نگفتم دوس نداشتم ریا بشه و یا ثوابش بره-
کلی مسخره ام کرد.. اولش کلـــــی تعجب کرد که من همچین آدمی باشم..بعد اینکه باورش شد گفت نمیام..اگه بهم پول بده میام
و من بهت زده فقط به دیوار نگاه میکردم..اصلا باورم نمیشه این دختر که ظاهرش انقدر ساده اس جدی بخواد بهش پول بدم تا دل کسییو شاد کنه..گفتم 100سال سیاه نیا!زورت که نکردم..
نفر بعدی -مهسا- اوووه جرات نکردم بهش زنگ بزنم اونم برخلاف ظاهرش ب شدت مخالف کمک کردنه شایدم مسخره ام میکرد..
نفر بعدی -
نفر بعدی
بعدی -
بعدی
.
.
.
هیچکس پیدا نشد...اینا همونایین که طول روز کلی اس ام اس ادیبانه و مهربونانه و عشقولانه و جملات قصار برات سند میکنن..
همونایین که ...
تنها کسی که مطمئن بودم حاضره بیاد و به خاطر ثوابش یا حداقل به خاطر اینکه باخدای خودش معامله ای کرده باشه برای روزای پیریش که یکی مثل خودش بهش سر بزنه دوست رو.سپییه من بود
لکه ی ننگ تو دوستام..منم به خاطر رو.سپی بودنش باهاش جایی نمیرم..
خیلــــــــی ناراحتم از دست آدمای اطرافم..
فقط یاد گرفتیم همدیگرو پند کنیم .. تو عمل یه لیوان آب حاضر نیستیم به هم بدیم.
یاد مسخره کردنای مریم میفتمو تلاش من برای توجیه کردنش..اینکه میگن از هر دستی بدی از همون دست میگیری..اینکه خدا جبران میکنه برات در مقابل جمله ی سنگین اون که :برو بابا..جبران کجا بود...
تو همین فکرا بودم که از حیاط مسجد که میانبر هست رد میشم از قضا همون پیرزن که اسمشم نمیدونم رو صندلی ها نشسته..میرم جلو کلی احوالمو میپرسه و دعام میکنه..کناردستش یه پیرزن دیگه نشسته با یه چادر طوسی که یه دامن گل گلی تنشه..خیلی تیپش بامزه بود مثل مادربزرگای تو نقاشی ها..
بهش میگم 1شنبه میام خونتون..حدود 1مییام چون ساعت 3کلاس دارم تو تمام این مدت همون پیرزن دامن گل گلی چندبار سرتاپامو برانداز میکنه..با یه حالت متعجبی همش بهم خیره شده انگاری باورش نمیشه یکی ازهمون دخترایی که احتمالا خودشم ازشون خوشش نمیاد به خاطر آرایش یا تیپای به قول خودشون زننده الان جلوش وایساده و داره با یه پیرزن دیگه ساعتو هماهنگ میکنه که بهش سر بزنه..که خونشو یه دستی بکشه اونم بدون هیچ خواسته ای.
سعیده هم مثل من اعتقاد داره که خدا جبران میکنه-
پیرزن مهربون که من بهش میگم حاج خانوم..منو به دوستش که همون دامن گل گلی بود معرفی میکنه و میگه که کی هستم..
دامن گل گلی ازم میپرسه چکاره ام؟بهم میگه دانشجویی یا کارمندی؟!
میگم دانشجو...میپرسه چه روزایی میای اینجا؟
جواب میدم..داشتم رد میشدم..مشخص نیس
اصرار داره که فردا بیا.. میگم نمیتونم
چندبار میگه آدرس خونمو میدم بیا
ـ بهم برمیخوره دوس دارم بهش بگم برو بابا..فکر کردی من کارگر شرکت خدماتی ام؟؟-
هیچی بهش نمیگم..
اینبار میگه فردا بیا میخوام برات پول بیارم..خنده ام میگیره میگم ممنون حاج خانوم من که به خاطر پول به ایشون سر نمیزم..میگه نه میخوام بهت پول بدم برای ازدواجت!
هم خنده ام میگیره و هم بدم میاد ازیم حرفش بهش میگم مرسی من فعلا نمیخوام ازدواج کنم
میگه بیا فردا برات پول میارم برای کارت..مگه نمیخوای شاغل بشی؟
پیرزن اولی میپره وسط حرفشو بهم میگه دخترم این خانوم پولداره...کسییو نداره که وپولشو خرج کنه..ازدواج نکرده و تنهاس..
خودشم نمیتونه دیگه از پولاش استفاده کنه...ازت خوشش اومده دوست داره بهت یه پولی بده
-تا به حال همچین چیزی ندیده بودم دروغ چرا؟یه لحظه وسوسه شدم پیرزنه رو تیـ.ـغش بزنمو پیشنهادشو قبول کنم اما سریع پشیمون شدم چون اینکارو به خاطر پول نمیکنم-
از دامن گل گلی تشکر کرده ام بابت محبتش و گفتم عجله دارم باید برم..به پیرزنم گفتم 1شنبه 5روز دیگه اس یادتون نره! ساعت 1 میام 3کلاس دارم .
جالبه از ضلع جنونی حیاط مسجد با عصبانیو ناراحتی وارد شدم اما الان از ضلع شمالی مسجد دارم خارج میشم اونم با یه حس خیلـــی عجیب واقعا خدا داشت جبران میکرد؟؟
یا میخواست بگه بیشتر ازینم میتونم جبران کنم؟شایدم میخواست بگه حرفای دلمو همه رو شنیده.
هنوزم برام عجیبه
حرفای مریم : پول بده میام ثواب چیه بابا
حرفای من: به خاطر روزای پیریه خودم بهش سر میزنم پولی هم نمیخوام
حرفای دامن گل گلی و اصرارای زیادش که بیا میخوام بهت پول بدم..
نمیدونم خدا میخواست بهم چییو نشون بده..هنگ کردم فقط اینو میدونم که خیلـــــی خسته امــ از همه.
پ.نوشت: این پست تماما با گریه نوشته شده-خیلی بده خودت سنگ صبور آدمای اطرافت باشی کسی که اکثر اطرافیانت همیشه تورو به عنوان یه گزینه برای دردو دل و سبک شدناشون داشته باشن اما خودت کسیو سراغ نداشته باشی که جدی به حرفات گوش کنه اونوقت بیای به دنیای مجازی رجوع کنی :(
دل استــ دیگر
خستــه میشود,,,
بیــ حوصله میشــود,,,
از روزگار از آدمـــــــها از خــودش از این قابــها
از اثباتــ از تـــــوضیــح
از کلماتــــی که رابـــطه ها را به گند میکشـــد,,,,
از اینـــ همه مهربانی کردن و نا مهربانی دیدنــ
از ســـــــــــــنگ صبور بودن و آخــــــــــــر هم مُهر ســـــنگ بودن خوردن
از زهــــــر حرفـــ هایی
که تــــــا آخر عمـــــــر آدم را مـــــــی آزارد,,,
خســــــــــــته ام

هر وقت درفریب دادن کسی موفق شدی به این فکرنباش که اون چقدراحمق بوده
به این فکرباش که اون چقدر به تو اعتماد داشت
بعد از مدت ها دیدمش!!!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن...خودمو کنترل کردم وفقط لبخندی زدم....تو دلم گریه کردمو گفتم:......بی معرفت!!!دستای من تغییر نکردن...دستات به دستای اون عادت کردن........... ..

از جنس قلابیِ آدم ها
هـــی فلانــــــــــی!
راهت را بگیــر و برو ...
حوالـــــــــــــــی ما توقف ممنوع است...
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .

که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران، خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

| Design By : Pars Skin |

